طب سنتی – اسلامی و تاریخ تکامل آن

طب سنتی – اسلامی و تاریخ تکامل آن

قبل از ورود به بحث سؤالی را مطرح می نماییم که شاید سؤال خیلی از شما بزرگواران باشد؛ که اسم این طب، طب سنتی است یا اسلامی؟

برای جواب به این سؤال اول باید معنای نسبت را بفهیم:

نسبت: لغتی است که از زبان عربی گرفته شده و معنای زیر را در بردارد:

راه و روش، عادت و خوی، طریقه و قانون، مترادف آن در زبان لاتین (Tradition) است که به معنی انفال شفاهی، آموزش شفاهی، عادات و رسوم فرهنگ، ارسلو به خلف، از پدر به پسر و به صورت غیر نوشته و یا عادات ارثی از دهان به دهان است. پس به طور خلاصه غرض از طب سنتی، طب عادی مردم کوچه و بازار یا طب توده ای است که به نام طب زکاء و طب العجائز و یا فولک مدیسین (folk medicine) خوانده می شود.

طب سنتی ایرانی، طبی است که از میراث گذشتگان به ما رسیده و جنتی بر طبیعت است که شامل گیاهان، سپس مواد معدنی و حیوانی می باشد که به عنوان دارو مورد استفاده قرار می دهد و همین طور شامل طب اسلامی (طب الائمه و طب نبی) می باشد.

قبل از ظهور اسلام طب سنتی و ایرانی رواج فراوانی داشته است و همان طور که گفتیم ریشه و مبدأ آن به انبیاء و اولیاء الهی بر می گردد.

کشور ایران در گذشته به عنوان یکی از مهمترین مراکز پزشکی جهان به شمار آمده است و یکی از بزرگترین مکتب های طبی را که طب اسلامی باشد در دامان خود پروانده و یکی از غنی ترین میراث علمی و تجربی پزشکی را به شرق و غرب ارزانی داشته است.

از دوران هخامنشیان، دانش ایرانیان نسبت به گیاهان دارویی، زیادتر از ملل دیگر بوده است و در عصر ساسانیان، حتی نام برخی از داروها از زمان پهلوی وارد زبان یونانی شده است بدون شک بزرگترین مرکز طبی جهان، جندی شاپور بود که در آن نسبت های طبی ایرانی و هندی با مکتب بزرگ اسکندریه و میراث سقراط و جالینوس آمیخته شد و در همان هنگام زمینه وسیع طب اسلامی که جنبه های جهانی داشته فراهم آمد، مرکز جندی شاپور در قرن اول هجری همچنان کوشش سازنده خود را در رشته طب دنبال کرده و در قرن دوم با استقرار خلافت عباسی در بغذاد به آن شهر انتقال یافته است، و بزرگان و دانشوران پرورش یافته در جندی شاپور همچون خاندان بختیشوع و ماسویه طب اسلامی را بنیان نهادند.

نخستین نام آوران طب اسلامی، که در بین آن ها می توان از بلند آوازه ترین پزشکان تاریخ بشر یعنی رازی و ابن سینا نام برد، ایرانیانی بودند که در دو قرن سوم و چهارم دانش گسترده چند قرن را درهم آمیخته از شناخت گیاهان اسپانیا و غرب گفته تا خواص مفردات و ادویه های گیاهی کوه های هیمالیا را در مکتبی نوین با هم تلفیق کردند که در بسیاری از زمینه ها، مباحثی تازه به آن افزودند.

این بزرگان ایرانی همچون علی بن طبری و محمد بن زکریای رازی و علی بن عباس اهوازی و ابن سینا، طب اسلامی را بر اصولی استوار ساختند که پس از هزار سال در بسیاری از کشورهای آسیایی و مخصوصاً شبه قاره هند هنوز زنده و رایج است.

بزرگترین عواملی که در بنیان‌گذاری هسته مرکزی طب سنتی ایران دخالت داشته‌اند، علاوه بر عامل مربوط به مجاورت و همسایگی و داد و ستد طبیعی، دستورات صریح قرآن و اولیاء دین در امر تفکر و تدبر در محیط زیست و درون وجود انسان، و تشویق مسلمانان در فراگیری علم و هنر علل مطلوب یا تازه مسلمان شده و در نتیجه دریافت و تحلیل و گسترش کلیه علوم پیشین و تازه سازی آن ها بوده است و ایرانیان در این قسمت و مخصوصاً در طب، سهمی بس بزرگ داشته اند، چنانکه می دانید بزرگترین پزشکان عالم اسلام ایرانی ها بوده اند.

به عبارت دیگر می توان طب سنتی ایران را نوعی آلیاژ دانست که گرچه از فلزات دیگر هندی، چینی، بین النهرین، مصری، یونانی و آریایی تشکیل شده، چون در کوره اسلام گداخته شده و به صورت فلزی جدید در آمده که صفات آن در عین ریشه گیری از تمدن دیگران، با آن ها اختلافی داشته و مشخصاتی مخصوص به خود دارد.

نویسنده: جناب آقای ابوالفضل تقیان